سينه ايي كز معرفت گنجينه اسرار بود


كي سزاوار فشار آن در و ديوار بود 



در زماني كه زمان ياد ندارد چه زمان // در مكاني كه مكان ياد ندارد چه مكان

نه شبي بود ، نه روزي // نه چرخي ، نه جهان

نه پري بود ، نه جبريل// نه دوزخ  ، نه جنان 

دل من در پي يك واژه بي خاتمه بود // اولين واژه كه آمد به نظر فاطمه بود